→ مختارنامهعطار
عطار
باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱خورشید رخت ملک جهان میبخشد←شمارهٔ ۲ای هر نفسی جلوهگری افزونت←شمارهٔ ۳از بس که شکر فشاند عشق تونخست←شمارهٔ ۴گاهی به سخن قوت روانم بخشی←شمارهٔ ۵ای خوش دلی هر دو جهانم غم تو←شمارهٔ ۶در هر چیزی که بود دل بستگیم←شمارهٔ ۷یک ذرّه ز عشق تو به صحرا آمد←شمارهٔ ۸در هر چیزی ترا جمالی دگرست←شمارهٔ ۹سرگشتهٔ توست نُه فلک، میدانی؟←شمارهٔ ۱۰ای یاد تو آب زندگانی جان را←شمارهٔ ۱۱با جان چه کنم که عشق تو جانم بس←شمارهٔ ۱۲چون روی تو مینبینم ای شمع طراز←شمارهٔ ۱۳هر شب که نیاوری شبیخون غمت←شمارهٔ ۱۴من عاشق روی تو ز دیری گاهم←شمارهٔ ۱۵درد تو که در دلم به جای جان بود←شمارهٔ ۱۶گر ماه نه زیر میغ میداشتیی←شمارهٔ ۱۷رنج تو به صد گنج مسلم ندهم←شمارهٔ ۱۸پیوسته به جان و تن ترا خواهم خواست←شمارهٔ ۱۹ای بس که دلم بر در تو خون بگریست←شمارهٔ ۲۰دلها که به جمع آرزوی تو کنند←شمارهٔ ۲۱جانم، ز میان جان، وفای تو کند←شمارهٔ ۲۲چندان که دلم سوی تو بشتابد باز←شمارهٔ ۲۳دیرست که سودای تو در سر دارم←شمارهٔ ۲۴ای قاعدهٔ عشق تو جان افزایی←شمارهٔ ۲۵در عشق تو جان قویم میباید←شمارهٔ ۲۶گه جان مرا غرق ملاهی میدار←شمارهٔ ۲۷از بس که شدم ز عشق تو دور اندیش←شمارهٔ ۲۸کو هیچ رهی که پیش آن سدّی نیست←شمارهٔ ۲۹از خود برهان مرا که بس ممتحنم←شمارهٔ ۳۰عشقت ز ابد تا به ازل میبینم←شمارهٔ ۳۱در عشق تو اسبِ جان بسر خواهم تاخت←شمارهٔ ۳۲گه در عشقت بی سر و پا میسوزیم←شمارهٔ ۳۳افتان خیزان در ره تو میپوییم←شمارهٔ ۳۴بی روی تو چشم بر چه خواهم انداخت←شمارهٔ ۳۵دوش آمد و گفت اگر دل ما داری←شمارهٔ ۳۶ای بی سر و بن گشته جهانی از تو←شمارهٔ ۳۷گه پیش تو چون قلم به سر میآییم←شمارهٔ ۳۸جانا ز غم عشق تو سرگردانم←شمارهٔ ۳۹در درد خودم چو چرخ سرگردان کن←شمارهٔ ۴۰سر با تو ببازم، کلِه من اینست←
۱ از ۲صفحهٔ بعد ←