→ مختارنامهعطار
عطار
باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱بشکفت به صد هزار خوبی گل مست←شمارهٔ ۴۲غنچه که چو پسته لب شود خندانش←شمارهٔ ۴۳با گل گفتم که داد بستان و برو←شمارهٔ ۴۴بلبل سخنی گفت به گل آهسته←شمارهٔ ۴۵گل گفت که در خاک چرا ننشینم←شمارهٔ ۴۶بلبل به سحر نعرهزنان میآشفت←شمارهٔ ۴۷در غنچه نگاه کن که چون میجوشد←شمارهٔ ۴۸چون شور ز گل در دل بلبل افتاد←شمارهٔ ۴۹گل قصّهٔ بی خویشتنی خواهد گفت←شمارهٔ ۵۰با گل گفتم: چو چشم آن میدارم←شمارهٔ ۵۱بشکفت گل و رونق شمشاد ببرد←شمارهٔ ۵۲گل از پی عمری به طلب میآید←شمارهٔ ۵۳گل عمر بسی کرد طلب پس چه کند←شمارهٔ ۵۴با گل گفتم که با چنین عمر که هست←شمارهٔ ۵۵گل بین که به صد غنج و به صدناز رسید←شمارهٔ ۵۶تا پرده ز روی گلِ تر باز افتاد←شمارهٔ ۵۷آن نقد نگر که در میان دارد گل←
→ صفحهٔ قبل۲ از ۲