شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تجلی بر نمی تابی، ز بی تابی چه سود اینجاکه موسی هم تمنا کرد و خود را آزمود اینجا
۲
درین مجلس چه طرفی کس ز عشرت می تواند بستکه در پیمانه می شور است از چشم حسود اینجا
۳
غمش را از عدم با خود دل ما در وجود آورددر آنجا زخم را بستیم و خون او گشود اینجا
۴
بود در ماتم لب تشنگان، دریای نیل است اینکه چون فیروزه گوهر از صدف خیزد کبود اینجا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth