خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو ماه شعشعهٔ ماست برق خرمن ماچو خوشه هیکل عمر است داس گردن ما
۲
ز دست و پنجهٔ خورشید برنمیآیدکه همچو داغ، سیاهی برد ز روزن ما
۳
هوای تاج که دارد به سر، که همچون بازبه زور بسته کلاهی جهان به گردن ما
۴
ز دست شوق ز بس چاک گشته، پنداریکه همچو غنچه گریبان ماست دامن ما
صفحهٔ ۱ از ۲