خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تویی که تیغ چو آب تو کشته آتش رابه زهر چشم، عتاب تو کشته آتش را
۲
ز باد، آتش اگرچه همیشه زنده شودنسیم طرف نقاب تو کشته آتش را
۳
به خون گرم گر آلوده است نیست عجببه تیغ موجب شراب تو کشته آتش را
۴
به سوختن بردم عشق، خوش تماشایی ستبه جرم این که کباب تو کشته آتش را
صفحهٔ ۱ از ۲