خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کند به راه تو پامال، آسمان ما راحباب آبله ی پاست موج دریا را
۲
هوای کعبه ی کوی تو مضطرب داردچو خیل مور سراسیمه، ریگ صحرا را
۳
به گریه، دیده ای از دل کریم تر دارمبه خاک ریخته ابر آبروی دریا را
۴
ز پای راهروان تو تا قیامت ماندنشان آبله بر روی، سنگ سودا را
صفحهٔ ۱ از ۳