شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نتوان گفت به رویش سخن آینه رانسبتی با تن او نیست تن آینه را
۲
شوق رویش همه کس را به غریبی داردسبب این است جلای وطن آینه را
۳
هیچ کس نیست که در وصل تو نقشش ننشستخوب دارد گل روی تو فن آینه را
۴
چرب نرمی ست در اصلاح دلم کار غمتموم روغن شده این سنگ، تن آینه را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth