خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ریزد ز بس غبار دل از هر فغان ماپر خاک شد چو حلقه ی دام آشیان ما
۲
ترسان ز هجر یار ز بس جان سپرده ایممنقار زاغ زرد شد از استخوان ما
۳
با قامت خمیده ره راست می رویمهرگز نجسته تیر خطا از کمان ما
۴
ارباب هوش پی به معانی نمی برنددیوانه ذوق می کند از داستان ما
صفحهٔ ۱ از ۲