خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تماشایش برد از آهوی وحشی تک و دو راز رفتن بازدارد حیرتش عمر سبکرو را
۲
نخواهد همچو فرهادی به دست روزگار افتادزند بر هم اگر صدبار تاج و تخت خسرو را
۳
کمال اهل دنیا حاصل از آب و علف آیدخر عیسی اتاقه کرد بر سر خوشهٔ جو را
۴
قدم در راه نه، تا کی به قید کاروان باشیبه از توفیق، در عالم رفیقی نیست رهرو را
صفحهٔ ۱ از ۲