خلوتی با سعدی
بخش ۱۶ - حکایت برادران ظالم و عادل و عاقبت ایشان
باب اول در عدل و تدبیر و رای
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شنیدم که در مرزی از باختربرادر دو بودند از یک پدر
۲
سپهدار و گردن کش و پیلتننکو روی و دانا و شمشیر زن
۳
پدر هر دو را سهمگین مرد یافتطلبکار جولان و ناورد یافت
۴
برفت آن زمین را دو قسمت نهادبه هر یک پسر، زآن نصیبی بداد
صفحهٔ ۱ از ۱۱