شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

بخش ۲۸ - حکایت پادشاه غور با روستایی

باب اول در عدل و تدبیر و رای

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شنیدم که از پادشاهان غوریکی پادشه خر گرفتی به زور
۲
خران زیر بار گران بی علفبه روزی دو مسکین شدندی تلف
۳
چو منعم کند سفله را، روزگارنهد بر دل تنگ درویش، بار
۴
چو بام بلندش بود خودپرستکند بول و خاشاک بر بام پست
صفحهٔ ۱ از ۱۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth