خلوتی با سعدی
بخش ۴ - حکایت در معنی تحمل محب صادق
باب سوم در عشق و مستی و شور
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شنیدم که وقتی گدازادهاینظر داشت با پادشازادهای
۲
همیرفت و میپخت سودای خامخیالش فرو برده دندان به کام
۳
ز میدانش خالی نبودی چو میلهمه وقت پهلوی اسبش چو پیل
۴
دلش خون شد و راز در دل بماندولی پایش از گریه در گل بماند
صفحهٔ ۱ از ۸