خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۷ - مثنوی در تعریف چراغان روی دل
مثنویات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تعالی الله ازین بزم دل افروزکز و شب طعنه زن گردیده بر روز
۲
ازین بزم چراغان چشم بد دورکه شد چون صبحدم صادق مشرق نور
۳
وفور نورش از فیض الهیز داغ لاله بزدوده سیاهی
۴
چنین شب سال و مه را یاد نایدکه یادش تیرگی از دل زداید
صفحهٔ ۱ از ۱۰