خلوتی با سعدی
بخش ۲۱ - حکایت صاحب نظر پارسا
باب سوم در عشق و مستی و شور
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی را چو من دل به دست کسیگرو بود و میبرد خواری بسی
۲
پس از هوشمندی و فرزانگیبه دف بر زدندش به دیوانگی
۳
ز دشمن جفا بردی از بهر دوستکه تریاک اکبر بود زهر دوست
۴
قفا خوردی از دست یاران خویشچو مسمار پیشانی آورده پیش
صفحهٔ ۱ از ۴