خلوتی با سعدی
بخش ۲۳ - حکایت
باب سوم در عشق و مستی و شور
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکر لب جوانی نی آموختیکه دلها در آتش چو نی سوختی
۲
پدر بارها بانگ بر وی زدیبه تندی و آتش در آن نی زدی
۳
شبی بر ادای پسر گوش کردسماعش پریشان و مدهوش کرد
۴
همی گفت و بر چهره افکنده خویکه آتش به من در زد این بار نی
صفحهٔ ۱ از ۳