خلوتی با سعدی
بخش ۲۵ - مخاطبه شمع و پروانه
باب سوم در عشق و مستی و شور
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی یاد دارم که چشمم نخفتشنیدم که پروانه با شمع گفت
۲
که من عاشقم گر بسوزم رواستتو را گریه و سوز باری چراست؟
۳
بگفت ای هوادار مسکین منبرفت انگبین یار شیرین من
۴
چو شیرینی از من به در میرودچو فرهادم آتش به سر میرود
صفحهٔ ۱ از ۴