خلوتی با سعدی
بخش ۱۲ - حکایت
باب هشتم در شکر بر عافیت
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فقیهی بر افتاده مستی گذشتبه مستوری خویش مغرور گشت
۲
ز نخوت بر او التفاتی نکردجوان سر برآورد کای پیرمرد
۳
برو شکر کن چون به نعمت دریکه محرومی آید ز مستکبری
۴
یکی را که در بند بینی مخندمبادا که ناگه درافتی به بند
صفحهٔ ۱ از ۳