شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دریغ صحبت دیرین و حق دید و شناختکه سنگ تفرقه ایام در میان انداخت
۲
دو دوست یک نفس از عمر برنیاسودندکه آسمان به سر وقتشان دو اسبه نتاخت
۳
چو دل به قهر بباید گسست و مهر بریدخنک تنی که دل اول نبست و مهر نباخت
۴
جماعتی که بپرداختند از ما دلدل از محبت ایشان نمی‌توان پرداخت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth