خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۲ - در مدح میر عفیف الدین گوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا آتش خور تافته برج سرطان راهمچون شرر آتش زده ذرات جهان را
۲
خورشید جهان سوخت مگر کآتش دوزخاز چشمه خورشید برون کرده زبان را
۳
شد فاخته سوخته خاکستر و آن همزان مانده که نبود حرکت باد وزان را
۴
روغن شده یکسر عرق و شمع صفت زانخط خط بدن از آبله نازکبدنان را
صفحهٔ ۱ از ۱۳