شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ره به خرابات برد، عابد پرهیزگارسفرهٔ یکروزه کرد، نقد همه روزگار
۲
ترسمت ای نیکنام، پای برآید به سنگشیشهٔ پنهان بیار، تا بخوریم آشکار
۳
گر به قیامت رویم، بی خر و بار عملبه که خجالت بریم، چون بگشایند بار
۴
کان همه ناموس و بانگ، چون درم ناسرهروی طلی کرده داشت، هیچ نبودش عیار
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth