خلوتی با سهراب سپهری
به زمین
شرق اندوه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
افتاد . و چه پژواکی که شنید اهریمن. و چه لرزی که دوید از بن غم تا به بهشت.
۲
من در خویش ، و کلاغی لب حوض.
۳
خاموشی، و یکی زمزمه ساز.
۴
تنه تاریکی ، تبر نقره نور.
صفحهٔ ۱ از ۳