خلوتی با فروغ فرخزاد
دعوت
اسیر
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو را افسون چشمانم ز ره برده ست و می دانم
۲
چرا بیهوده می گویی ، دل چون آهنی دارم
۳
نمی دانی ، نمی دانی ، که من جز چشم افسونگر
۴
در این جام لبانم ، بادهٔ مرد افکنی دارم
صفحهٔ ۱ از ۴