خلوتی با سعدی
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲ - در لیلةالبراة فرمودهاست
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی چنین در هفت آسمان به رحمت بازز خویشتن نفسی ای پسر به حق پرداز
۲
مگر ز مدت عمر آنچه مانده دریابیکه آنچه رفت به غفلت دگر نیاید باز
۳
چنان مکن که به بیچارگی فرومانیکنون که چاره به دست اندرست چاره بساز
۴
ز عمرت آنچه به بازیچه رفت و ضایع شدگرت دریغ نیامد، بقیت اندر باز
صفحهٔ ۱ از ۳