خلوتی با اهلی شیرازی
بخش ۳۴ - خطاب شمع با کافور و استعانت از او
شمع و پروانه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آنکس را که چون شمع دلاویززبانی در دهانست آتش انگیز
۲
نه چون باد خنک هرگه نفس راندچراغ شوق صاحب درد بنشاند
۳
نصیحتگو چو خود بی درد باشدهر آن پندی که گوید سرد باشد
۴
چو شمعش پند او بر دل سبک بوددم او بر دل گرمش خنک بود
صفحهٔ ۱ از ۶