خلوتی با سعدی
در زوال خلافت بنیعباس
مراثی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آسمان را حق بود گر خون بگرید بر زمینبر زوال ملک مُستَعصِم امیرالمؤمنین
۲
ای محمد گر قیامت میبرآری سر ز خاکسر برآور وین قیامت در میان خلق بین
۳
نازنینان حرم را خون خلق بیدریغز آستان بگذشت و ما را خون چشم از آستین
۴
زینهار از دور گیتی، و انقلاب روزگاردر خیال کس نیامد کانچنان گردد چنین
صفحهٔ ۱ از ۷