شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نگویم تازه دارم شیوه جادوبیانان راولی در خویش بینم کارگر جادوی آنان را
۲
همانا پیشکار بخت ناسازم به تنهاییستوه آورده ام از چاره جویی مهربانان را
۳
ندارد حاجت لعل و گهر حسن خدادادتعبث در آب و آتش رانده ای بازارگانان را
۴
چه بی برگی است جان دادن به زخمی زان دم خنجرهلاکستم فراخیهای عیش سخت جانان را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth