شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از وهم قطرگی ست که در خود گمیم مااما چو وارسیم همان قلزمیم ما
۲
در خاک از هوای گل و شمع فارغیماز توسن تو طالب نقش سمیم ما
۳
تمکین ما ز چرخ سبکسر به باد رفتخوش دستگاه انجمن انجمیم ما
۴
مردم به کینه تشنه خون همند و بسخون می خوریم چون هم از این مردمیم ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth