خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
محو کن نقش دویی از ورق سینه ماای نگاهت الف صیقل آیینه ما
۲
وقف تاراج غم تست چه پیدا چه نهانهمچو رنگ از رخ ما، رفت دل از سینه ما
۳
چه تماشاست ز خود رفته خویشت بودنصورت ما شده کس تو در آیینه ما
۴
عرصه بر الفت اغیار چه تنگ آمده استخوش فرو رفته به طبع تو خوشا کینه ما
صفحهٔ ۱ از ۲