خلوتی با عیوقی
بخش ۱۷ - رهایی یافتن گلشاه
ورقه و گلشاه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو گلشاه رخسار ورقه بدیدز جانش گل شاد کامی دمید
۲
نگفتند از بیم لشکر سخنبرون شد بدر ورقه و سروبن
۳
نهان از پس خیمه بیرون شدندندانست کس کآن دو تن چون شدند
۴
سبک راه بی ره گرفتند زودبه لشکر رسیدند هر دو چو دود
صفحهٔ ۱ از ۱۲