خلوتی با عیوقی
بخش ۲۹ - بردن گلشاه به شام
ورقه و گلشاه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شه شام از آن جایگه نیم شببرفتن گرایید بنگر عجب
۲
بیاورد رخت و برآویخت بارچو شد یار با آن نو آیین نگار
۳
برون برد گلشاه دلخواه رابپیمود بر مهر او راه را
۴
چو گلشاه دلخسته زی شام شدبنالید زار و بی آرام شد
صفحهٔ ۱ از ۶