خلوتی با عسجدی
شمارهٔ ۱۰ - تغزل
اشعار باقیمانده
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برخیز و برافروز هلا قبله زردشتبنشین و برافکن شکم قاقم بر پشت
۲
بس کس گرویدند بزردشت، کنون بازناکام کند روی سوی قبله زردشت
۳
من سرد نیابم که مرا ز آتش هجرانآتشکده گشته است دل و دیده چو چرخشت
۴
گر دست بدل برنهم از سوختن دلانگشت شود بیشک در دست من انگشت
صفحهٔ ۱ از ۲