خلوتی با ایرانشان
بخش ۲۱ - گفتار در شاهی اسطلیناس
کوشنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی شاه بود اسطلیناس نامز گنج و ز دانش رسیده به کام
۲
به شهری که خوانی همی قسطناتیکی دیر پا کرده پیش فرات
۳
از آن زرّ و گوهر که او برد کاربدان دیر، تا کس نداند شمار
۴
ستونی دگر شاه فرمانروابرآورد سیصد گز اندر هوا
صفحهٔ ۱ از ۳