شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حکم سخن ندادم هر دم زبان خود رابیهوده وانکردم قفل دهان خود را
۲
در این چمن چو بلبل صد نیش خار خوردمچون غنچه وانکردم راز نهان خود را
۳
هر کس قدم بیارد این خانه خانهٔ اوستدایم چو خود شمردم من میهمان خود را
۴
یکسان حساب کردم آینده را به ماضینگذاشتم تفاوت هرگز زمان خود را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth