خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شد عمرها که از نظر افتاده خواب مارنگ پریده می شکند آب و تاب ما
۲
پیچیده است حلقهٔ زلفش بر آن میانگویا ز ماه بسته کمر آفتاب ما
۳
آمد رقیب و باده کشید و خبر کشیدخوش توبه ها شکست ز بوی شراب ما
۴
پیوسته سر دهد به هوای نگاه اوبا بحر اتحاد ندارد حباب ما
صفحهٔ ۱ از ۳