شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به طوف کوی تو آن شب که دل ز جان برخاستبه یاد وصل تو از مرد و زن فغان برخاست
۲
برای آن که کند بوسه آستان تو رازمین نشست به تمکین و آسمان برخاست
۳
غبار نیست در این راه بلکه این گردی استکه از فشاندن عصیان عصیان برخاست
۴
به ذوق نشئهٔ احرام طوف مرقد توعصا فکند ز کف پیر چون جوان برخاست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth