خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر آن دلی که به زلف بتی گرفتار استز دام جستهٔ تسبیح و قید زنار است
۲
چرا به سر نزند لاله را که آن داغیمیان سوختگان عاشق وفادار است
۳
جهان به خانهٔ تاریک و تنگ می ماندکه هر طرف بروی پیش روی دیوار است
۴
اگر چه خاتم دل ها به نام اوست چه سود؟که چون نگین سلیمان به دست اغیار است
صفحهٔ ۱ از ۲