خلوتی با پروین اعتصامی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نفس گفتهست بسی ژاژ و بسی مبهمبه کز این پس کندش نطق خرد ابکم
۲
ره پر پیچ و خم آز چو بگرفتیروی درهم مکش ار کار تو شد درهم
۳
خشک شد زمزم پاکیزهٔ جان ناگهشستشو کرد هریمن چو درین زمزم
۴
به که از مطبخ وسواس برون آئیمتا که خود را برهانیم ز دود و دم
صفحهٔ ۱ از ۹