شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۹

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز شوخی خطش غوطه زد در نگاهکه شد دیده را نور بینش سیاه
۲
ز عکس هلال سر انگشت اوبر اوج فلک شد نمایان دو ماه
۳
به رد کلام عدو از قضادو گیسوی او بر شرافت گواه
۴
خدا خواست کز آستان زمینبیاید چنین مظهر [و] پیشگاه
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth