خلوتی با پروین اعتصامی
شمارهٔ ۱۸ - اندوه فقر
مثنویات، تمثیلات و مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با دوکِ خویش، پیرزنی گفت وقتِ کارکاوخ! ز پنبه ریشتنم موی شد سفید
۲
از بس که بر تو خَم شدم و چشم دوختمکم نور گشت دیدهام و قامتم خمید
۳
اَبر آمد و گرفت سر کُلبهٔ مرابر من گریست زار که فصل شَتا رسید
۴
جز من که دستم از همه چیز جهان تهیستهر کس که بود، برگ زمستان خود خرید
صفحهٔ ۱ از ۵