خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باده می ریزند صافی دم بدم در جام ماتا چه خواهد شد ز جام یار ما انجام ما؟
۲
ما همه مستیم از آن دولت که بنمودی جمالهمچو دولت ناگهان مست آمدی بر بام ما
۳
چون سر از خاک لحد در حشر بردارم ز خوابمست و حیران تو باشد جان درد آشام ما
۴
لب بلب ما مست آن احسان جاویدان شدیمساقی از جام لبالب می دهد انعام ما
صفحهٔ ۱ از ۲