خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای چشم تو در شوخی سرفتنه دورانهاخط خوش و رخسارت رشک گل و ریحانها
۲
از نرگس مخمورت وز زلف پریشانتسرمست صفا دلها، آغشته غم جانها
۳
گفتم که: نکو دانم وصف دهنت، گفتا:در قصه جان ماندی، با دعوی عرفانها
۴
در مسجد و میخانه هرجا که روم بینماز درد تو زاریها وز شوق تو افغانها
صفحهٔ ۱ از ۲