خلوتی با قاسم انوار
بخش ۱۶ - حکایت
انیس العارفین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عارفی خوش گفت با مردی بخیل:ای بدست ناجوانمردی ذلیل
۲
تا بخیلی چون زنان بی زهره ایدایم از وصل خدا بی بهره ای
۳
وصل او در بذل جانست، ای علیلدور ازین دولت بود مرد بخیل
۴
چون ز دستت بر نیاید نان دهیپای بر سر همچو مردان کی نهی؟
صفحهٔ ۱ از ۲