خلوتی با سلیمی جرونی
بخش ۵ - در مدح سلطان البحر و البر سلغرشاه دام ملکه
شیرین و فرهاد
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو بختم یار و دولت همنشین شدسعادت با من از هر در قرین شد
۲
ز بعد منبع الاطوار جانبخشبه میدان سخن راندم دگر رخش
۳
به نظم دلکش و الفاظ رنگینبگفتم قصهٔ فرهاد و شیرین
۴
چو شد کارم چو زر کردم نگاهشبر آن سکه زدم از نام شاهش
صفحهٔ ۱ از ۱۴