شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیمی جرونی

بخش ۲۰ - آمدن شاپور به قصر شیرین و احوال خسرو با شیرین گفتن

شیرین و فرهاد

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو شد در قصر، شاپور پری خوانپری رو را برآمد ناله از جان
۲
عرق افکند و از خود رفت یک چندپس از یک لحظه افشاند از شکر قند
۳
که ای شاپور خوش دامی نهادیبه ما بس وعده های خام دادی
۴
به مشکوی شهم کردی دلالتشدم آنجا و بس دیدم ملالت
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth