خلوتی با سلیمی جرونی
بخش ۵۸ - به خشم رفتن خسرو از پیش شیرین
شیرین و فرهاد
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شباهنگام کان آهوی غمازبرفت از دیده با صد عشوه و ناز
۲
از آن غم شد فلک را گریه غالبچو خون شد سر به سر چشم کواکب
۳
همه شب تا به روز از انده و غمیکی ننهاد از آنها چشم بر هم
۴
سیاهی بر سفیدی، گشت چیرهجهان بر چشم خسرو کرد تیره
صفحهٔ ۱ از ۱۱