خلوتی با سلیمی جرونی
بخش ۶۴ - غزل گفتن نکیسا از زبان شیرین
شیرین و فرهاد
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی نور رخت شمع دل منوصالت از دو عالم حاصل من
۲
بسی بی ماه رویت، صبر کردمبسی از انتظارت غصه خوردم
۳
بسی شبها سرشک از چشم پرخوندوانیدم به هر جانب چو گلگون
۴
که اینک سوی شبدیزت رسیدمغلط بود آنکه خود گردت ندیدم
صفحهٔ ۱ از ۶