خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاد میدار که از مات نمی آید یادای امید من و عهد تو سراسر همه باد
۲
نکنی یک طرف از قصه ی من هرگز گوشنه زِیم یک نفس از غصه تو هرگز شاد
۳
یاوری نیست، که با خصم تو بردارم تیغداوری نیست، که از هجر تو بستانم داد
۴
تو نگفتی که وصالم برساند بخودتراستی نیک رسانید که چشمت مرساد
صفحهٔ ۱ از ۳