خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقت بیاید که دور غم به سر آیدصبح وصال از شب امید برآید
۲
عمر عزیز از سر وداع بر آردآن دو سه روز فراق هم به سر آید
۳
بر درِ این سخت خفته، صبر کنم صبرآخر اگر مرده نیست، هم به در آید
۴
بازِ من اکنون که در گریزگَه افتادمرغدلی شرط نیست تا به بر آید
صفحهٔ ۱ از ۲