خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه بود ماه که با روی تو از کوه بر آیدچه زند سرو که با قد تو بالا بنماید
۲
هر کجا بوی تو آمد ز صبا گرد نخیزدهر کجا روی تو آمد ز سحر صبح نیاید
۳
غمت آورد بدر صبر خرد گفت که حقااگر او اوست که من دانم ازو جور نشاید
۴
گفتی ار بر سر این مهر بپائی بخوری بَرباش اینجا سخنی هست ، اگر عمر بپاید
صفحهٔ ۱ از ۳