شعر را زندگی کن
خلوتی با اثیر اخسیکتی

شمارهٔ ۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حسن رویش دیده پرخون می‌کندعقل واقف نیست تا چون می‌کند
۲
آب می‌گیرد ز رویش چشم و پسعکس او آن آب گلگون می‌کند
۳
دست حسنش ماه را گیسو کشاناز بساط چرخ بیرون می‌کند
۴
جمله تلقین رخ و زلفین اوستچرخ هر بیداد کاکنون می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth